(( نمایشنامه خطبه غدیر ))
السلام علیکَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِکَ علیکَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِ منی لزیارتکم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
سلام بر تو ای پدر عبدالله و بر روحهای پاکی که در جوار و حریم تو آمدهاند؛ درود و سلام باد تا شب و روز باقیست و تا قیام قیامت و خدایا قرار مده این زیارت را آخرین عهد من با مولایم...
گفتم عهد، چه واژه تکرار شدنی شکستنیای!
غدیر را که یادت هست؟عقد اخوت!
کوچههای بنیهاشم و عهد شبانه را چه؟
کوفه را نیز میبایستی برای نماد عهد شکنی بیاد داشته باشی!
و کربلا عهد مردان خدا.
و عهد توابین پس از کربلا را!
و عهد دانشمندان مکتب باقرالعلوم را!
و عهد شاگردان صادقترین امام را!
و عهد پای سنگینترین تابوت زندانی کاظمین را!
و روایت ولایت، حصن حصین و عهد نیشابوریان و سلطان علی بن موسیالرضا را!
و عهد مردانه ایستادن بر حمایت از کوچکترین امام را!
و عهد سامرا و امام غریب و گمنام همیشه تاریخ را!
و دژ عسکری و عهد بانوی رومی را!
همه را بخاطر میآوری، چون تاریخ تمام شیعگی توست.
اما حالا میخواهم بگویم زمان آخرین عهد است...
اللهم رب النور العظیم و رب الکرسی الرفیع و...
مواظب باش عهد نشکنی که؛
دست مولاست که بالاست هنوز، یکنفر منتظر ماست هنوز...
و سلام بر حسین و علی بن الحسین و واولاد الحسین و اصحاب الحسین.
به نقل از بچه های قلم