(( نمایشنامه خطبه غدیر ))
توضیح واژهی فساد:
کلمهی فساد نقیض کلمهی صلاح است. این واژه در زبان فارسی نیز همین معنا را دارد و اصولاً این کلمه از زبان عربی به فارسی منتقل شده است. در لغتنامه دهخدا؛ فساد یعنی تباه شدن، ضد اصلاح وشرارت و بدکاری میباشد. از بررسی آیات قرآنی استفاده میشود که؛ هر عملی که انسان و جامعهی بشری را از رسیدن به سعادت واقعی دور کند، فساد نام دارد و واژهای که در قرآن مقابل فساد به کار برده شده است صلاح است:
«وَ إِذَا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فی الأَرْضِ قَالُوا إِنّمَا نَحْنَ مَصْلِحُونَ» «و هنگامی که به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، میگویند ما فقط اصلاح کنندهایم» (بقره / 11)
توضیح واژهی مفاسد اجتماعی:
تعریف مفاسد اجتماعی عبارت است از عواملی که سبب تباهی و نابودی جامعهی بشری میگردند و آن را از مسیر سعادت وخوشبختی مادی و معنوی خارج میکنند و حالت غیر ضروری و آشکار دارند.
عوامل تأثیر گذار در انتخاب شیوه مبارزه:
به نظر میرسد دو عامل مهم و اساسی در گزینش شیوه مبارزاتی پیامبر اکرم(ص) دخالت دارد که عبارتند از: 1- هدف از مبارزه 2- عنصر زمان و مکان.
الف) هدف رسول اکرم(ص) از مبارزه با مفاسد اجتماعی: رساندن انسان و جامعه بشری به فلاح و رستگاری میباشد. به بیان دیگر هدف از مبارزه پیامبر اکرم(ص) با مفاسد اجتماعی؛ تغییر وضع موجود و ایجاد هویت جدید براساس توحید در تمام ابعاد انسانی بوده است.
ب) عنصر زمان ومکان؛ رعایت ودر نظر گرفتن این مهم از عوامل اصلی انتخاب روش در مبارزه بوده است.
شیوه مبارزه پیامبر گرامی اسلام(ص) با مفاسد اجتماعی قبل از بعثت:
الف) دوران کودکی تا ورود به اجتماع: مقطع اول زندگی ایشان، دوران کودکی است که هشت سال اول عمر شریف ایشان را تشکیل میدهد. به یک حادثه در این مقطع که حکایت از روح مبارزه با خرافات و داشتن اندیشه توحیدی در ایام کودکی او دارد اشاره میشود. روزی که سن آن حضرت از چهار سال تجاوز نمیکند از حلیمه سعدیه (مادر رضاعی خود)درخواست نمود که همراه برادران رضاعی خود به صحرا برود. حلیمه میگوید: فردای آن روز محمد را آماده کردم و برای اینکه دیوهای صحرا به او صدمه نرسانند یک مهر یُمنی که در نسخ قرار گرفته بود برای محافظت او به گردنش آویختم. آن حضرت مهره را از گردن در آورد و گفت: «مَهلأ یا اُمّاه فإنّ معی مَن یَحْفِظْنی» مادرجان آرام باش! خدای من که همواره با من است، نگهدار و حافظ من است.
ب) ورود به اجتماع تا بعثت: که از همان اوایل ورود حضرت به خانه ابوطالب (بعد از رحلت عبدالمطلب) یعنی 8 سالگی تا 40 سالگی باید مورد بررسی قرار گیرد. بعضی از حوادث این دوران عبارتند از : سفر حضرت محمد(ص) با حضرت ابوطالب(ع) و برخورد ایشان با بحیراء زمانی که از ایشان درخواست سوگند به لات و عزّی میکند، ایشان میفرمایند: مرا به لات و عزی قسم مده که چیزی در نظر من مغبوضتر و پستتر از این دو نیست. در این گفتگو پیامبر(ص) نسبت به شرک و بتپرستی اظهار تنفّر مینماید، زیرا سرچشمه مفاسد، شرک و بتپرستی است. و نمونهی دیگر:
سیره آن بزرگوار چنان بود که مورد علاقه و محبت همگان قرار گرفته بود. همین محبوبیت بود که قریش را از جریان نصب حجرالاسود نجات داد.
بنابراین روش مبارزه پیامبر اکرم(ص) با مفاسد اجتماعی قبل از بعثت، زیر سؤال بردن بتپرستی و خرافات و ایجاد شک و تردید در اعتقادات انحرافی و اظهار عبودیت نسبت به خداوند، هجرت از محیط گناه استفاده از فرصتها و بهره بردن از نقاط مثبت مردم و معاشرت و راهنمایی و هدایت آنان با حُسن خلق بوده است.
شیوه مبارزه پیامبر اکرم(ص) با مفاسد اجتماعی از بعثت تا هجرت:
الف) بعثت و مبارزه فرهنگی با ریشههای مفاسد اجتماعی: پیامبر اکرم(ص) در 40 سالگی مبعوث به رسالت شد تا جامعه مرده آن روزگار را حیات مجددی بخشد. در مبارزه با مفاسد اجتماعی در مقطع تاریخ بعثت تا هجرت (در طول 13 سال) یک مبارزه فکری و فرهنگی بوده است. رسول گرامی اسلام(ص) در مکه از هر گونه مبارزهی فیزیکی و درگیری و جنگ با دشمنان خودداری نمود و تمام تلاش خود را متوجه ریشههای مفاسد آن عصر کرده بود.
ب) مرحله اول: مبارزه مخفی: مخفی بودن دعوت ومبارزه در این چند سال به خاطر ترس از دشمن و خوف از جان نبود، بلکه رسول خدا میخواست برای آئین جهانی خود از نظر کمیت و کیفیت و بلکه از جهت آمادگی روحی و افکار عمومی، زمینهای را فراهم سازد و در فرصت مناسب دعوت و مبارزه را علنی و آشکار سازد. به بیان دیگر، رسول گرامی اسلام با توجه به شرایط زمانی و مکانی، مبارزه خود را بهصورت مخفی شروع نمود و باز به همین دلیل به این روش پایان داد و مبارزه علنی را شروع نمود.
ج) شروع مبارزه علنی و آغاز مرحلهی دوم: لازم به ذکر است عدهای از مفسرین، شروع مرحله دوم را با نزول آیه 214 شعراء میدانند: «و اَنْذِر عشیرتک الاقربین: خویشاوندان نزدیک خود را از عذاب الهی بترسان.» بعد از اینکه هستهی مرکزی مبارزه شکل گرفت و زمینه مساعد جهت علنی شدن وعمومی شدن دعوت به آئین اسلام فراهم گردید، آن حضرت اقدام به دعوت از اقوام و خویشان خود به آئین اسلام کرد و این اولین حرکت رسول گرامی اسلام(ص) در مرحله جدید بود.
بعد از دعوت نزدیکان، نوبت به سخن گفتن با مردم میرسد. آنچه اهمیت دارد این است که آن حضرت با لسان انزار و بشارت شروع نموده و مردم معمولی را مورد خطاب قرار داده است. او برای ایجاد تحول در جامعه به سراغ صاحبان اصلی جامعه میرود و با آنان مستقیم و صادقانه سخن میگوید و این شیوهای بود که پیامبر اکرم در شروع مبارزه علنی انتخاب نمود.
1/ج ـ روشهای پیامبر گرامی اسلام در جهت اصلاح جامعه و هدایت مردم:
1/1- تربیت فرهنگی: براساس بینش قرآنی «ظَهَرَ الْفَسادْ فِی البَرّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ ایدی النّاس: به خاطر کارهای بد مردم در دریا و خشکی فساد ظاهر گشت.» (سوره روم / 41) سرچشمه اعمال زشت و پلید مردم، عدم تربیت صحیح آنان است و ریشه اصلی تمامی مفاسد، فراموش کردن خدا و معاد است. لذا ایجاد یک سیستم کنترل آدمی در جهت مبارزه با مفاسد در دستور کار آن حضرت قرار گرفت. برای رسیدن به این هدف، اولین حرکت دعوت مردم به تعقل و تفکر بود یعنی قدم اول اصلاح، اندیشیدن است.
بنابراین؛ پیامبر گرامی اسلام(ص) قدم اول در مبارزه با مفاسد اجتماعی را به از بین بردن ریشههای مفاسد (انحرافات دینی، جهل، خرافات،تقلید از نیاکان) اختصاص داد و برای رسیدن به این هدف مهم، مردم را مورد تربیت عقلانی و وحیانی قرار داد، تربیتی که به انسان قدرت تشخیص حق از باطل عنایت میکند و معلوماتِ لازم را در اختیار آدمی قرار میدهد، او را از عادتهای ناپسند و تقلیدهای مذمومی که دارد،رهایی میبخشد و توانایی مبارزه با هوسهای نفسانی و شیطانی را به انسان عطا مینماید. «هُوَ الّذی بَعَثَ فِی الاُمّیّنَ رَسولاً مِنْهُم یَتلوا عَلَیْهِم ءایتِهی وَ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ و الْحِکمَةَ: اوست که در میان امّیّان [مردم مکه، که غالباً بیسواد بودند] فرستادهای از خودشان برانگخت تا آیاتش را برآنان تلاوت کند و آنان را [از پلیدیهای عقیدتی و اخلاقی و عملی] پاکیزه کند و به آنان کتاب [آسمانی] ومعارف دینی وعقلی آموزد.» (سورهی جمعه ـ آیهی 2 ـ کتاب آیههای زندگی ـ حسین اسکندری)
2/1-سفیر هدایت و اصلاح:گفته شد برای مبارزه با مفاسد اجتماعی راهی جز اصلاح مردم نیست. در این راستا از شیوه های رسول گرامی این بود که به سراغ انسانها میرفت و آنها را مثل طبیبی حاذق مورد معالجه قرار میداد و با هرحرکتی که انجام میداد، فسادی نابود میشد. سفر به طائف در سال دهم بعثت و ملاقات با مردم آن سرزمین و دعوت آنها و تحمل آزار و اذیت آنان و در نهایت هدایت نمودن غلام مسیحی (عداس) براساس همین شیوه صورت گرفت. همچنین ملاقات آن حضرت با شش نفر از قبیله خزرج و ایمان آوردن آنان و زمینهسازی انعقاد پیمان عقبه اول و دوم و آماده شدن یثرب برای پذیرایی از مسلمانان و پیامبر گرامی اسلام از ثمرات این روش خردمندانه و عاشقانه آن حضرت محسوب میشود.
3/1- همراهی با محرومین: مراکز قدرت و ثروت در جوامعی که حاکمیت واقعی دین در آنجا وجود ندارد، برای حفظ موقعیت خویش اقدام به گسترش فساد و تباهی مینمایند. آنان برای تحکیم موقعیت خویش، برای خود عزت و عظمت ویژهای قائل گشته و در مقابل، محرومین و مستضعفین را مورد تحقیر و سرزنش قرار میدهد.
رسول گرامی اسلام(ص) در مقابل آن دسته از مفاسد اجتماعی که به واسطه فاصلهی طبقاتی و شخصیتی به وجود آمده و روز به روز گسترش پیدا میکرد، روش همراهی با محرومین را انتخاب نمود تا فقرا و محرومان احساس شخصیت نمایند و مستکبران از کبر و غرور خویش دست بردارند تا مفاسدی مانند ظلم و ستم، ناامنی و خشونت از جامعه دور شود.
4/1- رعایت ادب و حسن خلق: از شیوههای پیامبر(ص) برای هدایت مردمی که گرفتار اعتقادات پوچ و اعمال زشت بودند این بود که براساس ادب کامل الهی از توهین در گفتار و بیان سخنان زشت برای بیان پوچی اعتقادات مشرکان که منشأ خیلی از مفاسد بود دوری میجستند. قرآن مجید شخصیت اخلاقی و انسانی پیامبر(ص) را این گونه توصیف مینماید: «وَ إنّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیم: و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری.» (سوره قلم /4) او در اجرای حدود شرعی و احکام الهی به هیچ عنوان با مهربانی و رأفت برخورد نمیکرد بلکه در این میدان بسیار قاطع بودند.
2/ج ـ شیوه پیامبر اکرم(ص) در مبارزه با سران فساد:
نخستین گروهی که با پیامبر اکرم(ص) به مخالفت و دشمنی پرداختند، طبقهی ثروتمند و قدرتمند جامعه بود، زیرا این گروه به خوبی میدانستند نابودی شرک و بتپرستی مساوی است با نابودی سیادت آنها بر عرب «بنابراین دشمنی قریش آشکار شد . زیرا محمد کسان را به خدای یگانه میخواند و بتان را تحقیر میکرد. در صورتی که مردم قریش از اجتماع بتان در اطراف کعبه سود میجستند و تجارت مکه نتیجهی وجود بتان بود. بدین جهت یک دل به دشمنی او برخاستند و در صدد آزار مسلمانان بر آمدند.» (تاریخ سیاسی اسلام ـ ص 77)
روشهای ملاء (ملاء: اشراف و بزرگان قوم) در برابر نهضت جهانی اسلام عبارت بودند از: 1- تکذیب 2- استهزاء 3- تهمت و بهتان 4- مجادله و مغالطه 5- تطمیع 6- محاصره اجتماعی و اقتصادی 7- تهدید (شکنجه و قتل)
ـ روشهای پیامبر گرامی اسلام در برابر سران فساد:
1/2-هجر جمیل و اعراض: بعد از علنی شدن دعوت و مبارزه پیامبر، روش مشرکان در این مرحله، تکذیب و استهزاء و تهمت بود، اما روش آن حضرت «هجر جمیل» بود. در تعریف هجر جمیل آمده است: دوری کردن شایسته. به این صورت که آن حضرت در مقابل با این سخنان با بیاعتنایی روبهرو میشد و در عین حال به مبارزه خویش با مفاسد اجتماعی با روشهای مخصوص ادامه میداد. هجر جمیل و اعراض از یک روش خبر میدهند. «خُذِ الْعَفْوَ وَ أَمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِض عَنِ الْجهِلِینَ: (به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکیها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن!)» (سوره اعراف / 199)
2/2- بلاغ مبین: از جمله روشهایی که مشرکان و رهبران آنان در برابر پیامبر(ص) به کار میگرفتند، روش مجادله و مغالطه بود. به این معنی که آنان بدون توجه به سخن حق آن حضرت و بدون تعقل وتفکر و با عناد و سرسختی، سخنانی مطرح مینمودند که عوام را به غلط میانداختند. اما پیامبر اکرم(ص) در برابر این روش از شیوه «بلاغ مبین» استفاده میکرد. بلاغ مبین یعنی هیچ ابهام و خفایی در کلام نبوده و در بیان حقیقت چیزی کم گذاشته نشود. آن حضرت با این روش موفق شد، مجادله و مغالطه مدافعان جامعه جاهلی آن عصر را بیتأثیر کند.
3/2- استقامت و هجرت: در این مرحله، سران قریش، تطمیع و تهدید را دستور کار خویش قرار دارند. در ابتدا از روش تطمیع استفاده کردند و بر این اساس تصمیم گرفتند حضرت محمد(ص) را با دادن مناصب، ثروت و تقدیم هدایا و تسلیم زنان زیبا از دعوت به خدا و مبارزه با مفاسد منصرف نمایند. در یکی از این صحنه ها وقتی ابوطالب پیام سران قریش را به استحضار حضرت رساند، ایشان فرمودند: عموجان به خدا سوگند هر گاه آفتاب را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند (یعنی سلطنت تمام عالم را در اختیار من بگذارند) که از تبلیغ آیین و تعقیب هدف خود دست بردارم، هرگز حاضر نخواهم شد.
وقتی روش تطمیع ثمر نداد، اشراف و بزرگان قریش روش تهدید را در پیش گرفتند. تهدید آنان از آزار و اذیت بدنی شروع شد و در نهایت به تصمیم آنان به قتل پیامبر اسلام(ص) ختم شد. از انواع آزار و اذیتهایی که به پیامبر و یارانش تحمیل شد میتوان به: محاصرهی اقتصادی ـ اجتماعی 3 سالهی مسلمانان در درّهی شعب ابی طالب اشاره کرد.
در مرحلهی نهایی تهدید، جان پیامبر اسلام در خطر افتاد. هجرت رسول گرامی اسلام روشی بود که آن حضرت در راه رسیدن به هدف مقدس خویش (مبارزه با مفاسد اجتماعی و اصلاح فرد و جامعه) در برابر آخرین روش سرانِ شرک که کشتن آن حضرت بود، انتخاب کرد. موفقیت پیامبر اکرم در این مقطع، مرهون تدبیر آن حضرت در استفاده از فرصت ملاقات با گروهی از اهل یثرب در سال یازدهم که منجر به مسلمان شدن و نهایتاً بیعت آنان با پیامبر اکرم(ص) در سال های دوازدهم و سیزدهم گردید، میباشد.
شیوه مبارزه پیامبر اکرم(ص) با مفاسد اجتماعی پس از هجرت:
ـ تشکیل حکومت دینی: «رسول میآید آن هم در جزیره العرب، تا فساد برخاسته از این تمدنهای مسلط و قدرتهای مهاجم را اصلاح نماید. سه سال فقط در کنار کعبه نماز میخواند، آن هم با علی و خدیجه. نگاه وگوش و ذهن خود را به خود میگیرد، تا آنها را به تفکر و تعقل و انتخاب وا دارد. بدین سان پراکندهها را جمع مینماید و این گونه قدرت فراهم میشود ونوبت به توزیع و تنظیم قدرت میرسد که میتواند نه تنها حکومت که شکل و نوع آن را نیز مشخص نماید.از نوع برخورد وهدایت و تربیت رسول و از نوع تشکّل و تجمع و سازماندهی رسول و از شکل مبارزه و جهاد و تنظیم نظامهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی و تشریع شرایع و قوانین، حکومت دینی آن مشخص میشود.» (از معرفت دینی تا حکومت دینی ـ ص 107 تا 103)
بنابراین؛ با ورود رسول خدا(ص) به شهر یثرب، مقطع مهم و سرنوشتساز مبارزه پیامبر اکرم(ص) با مفاسد اجتماعی شروع میشود. برای آن حضرت تحقق ولایت سیاسی و حکومت دینی، قدرت انجام اصلاحات را در همهی زمینهها بهوجود میآورد و از طرف دیگر این حرکت، ساختار فاسد سیاسی آن عصر را متحول نمود.
اقدامات و شیوههای پیامبر اسلام(ص) در مبارزه با مفاسد اجتماعی در شهر مدینه:
مسجد؛ مرکز جنبش اصلاحی نبوی. پیامبر اسلام(ص) لازم دید اولین اقدام او در مدینه ساختن مرکزی باشد که روح توحیدی را در تمام اعمال و رفتار فردی و اجتماعی مسلمانان حاکم نماید.در نگاه پیامبرگرامی اسلام(ص) مسجد، تنها یک مرکز پرستش ظاهری نبود بلکه مساجد مکانهایی بودند که اساسیترین موضوعات و مسائل مربوط به اداره جامعه در آنها مطرح میگردید.
مبارزه با تفرقه وایجاد وحدت: در عصر جاهلی محور زندگی مردم را قبیله و تیرههای آن تشکیل میداد. آن چیزی که عرب را به هم پیوند میداد یا از یکدیگر بیگانه میساخت، تیره و قبیله بود. با این وضعیت معلوم بود که تلاشهای رسول اکرم(ص) ثمر نخواهد داد و لذا آن حضرت برای حل مشکل اختلاف و تفرقه دست به ابتکار جالبی زد و آن این بود که میان دو گروه قحطانی (عرب یثرب) و عدنانی (عرب مکه) بر پایه ومحور اسلام،عقد برادری جاری نمود. با این شیوه، اختلاف و تفرقه میان پیروان پیامبر اسلام(ص) از بین رفت و وحدت دینی جایگزین آن شد.
دشمن شناسی و جهاد: شناخت دشمنانی که بیشترین نقش را در تولید مفاسد و گسترش آن در اجتماع آن دوران داشتند و تهدید اصلی بر علیه موجودیت نظام اسلام نبوی به شمار میآمدند و در معرفی آنان به مسلمانان و انتخاب شیوه مناسب مبارزه با هر کدام، در دستور کار آن حضرت قرار گرفت که به این وسیله موانع مهم راه اصلاح جامعه انسانی آن عصر برداشته شود و عوامل ایجاد گسترش فساد نابود گردند.
«برخلاف ادعاهای دشمنان، اسلام دین زور و شمشیر نیست که با اجبار و اکراه مردم را وادار به پذیرش آن بکند زیرا: 1- نصوص قرآنی اجبار در پذیرش دین را رد میکند؛ (لا اِکْراهَ فِی الدّینِ: سوره بقره / 256)
2- تقدم جهاد فکری بر جهاد مسلحانه؛ پیامبر(ص) به لشکریان اسلام چنین میفرمودند: «جنگ و ستیزه نکنید، مگر اینکه نخست مردم را به اسلام دعوت کرده باشید.» 3- قسم به قلم نه به شمشیر؛ در قرآن به قلم که وسیلهی جهاد فکری است ارج نهاده شده است انّ وَ اْلقَلَمِ وَ ما یَسْطُروُنَ: سوره قلم / 1) (البته قلم و نوشتاری که حق باشد، منظور آیه است.)4- آمادگی دائمی برای صلح: اسلام در همهی زمانها، آمادهی زندگی توأم با آرامش و صلح با دیگر مذاهب آسمانی است (سورهی آلعمران / 64)
در عین حال به دلایلی حکم مترقی جهاد را صادر کرد: (آخرین سفر ـ ص 102 ـ 101)
الف) مطابقت جهاد با فطرت
ب) برداشتن موانع تبلیغ دین
ج) برداشتن موانع عبودیت
د) از بین بردن شرک
هـ) دفاع از حکومت اسلامی
و) آزمایش مدعیان
بحثی کوتاه پیرامون دشمنان حاکمیت دینی و روشهای پیامبر اکرم(ص) در مبارزه با آنان:
الف) قبایل نیمه وحشی اطراف مدینه؛ تمام زندگی آنان عبارت از جنگ و خونریزی و غارت بود. پیامبر با دو شیوهی پیمان بستن (در مورد قبایلی که نشانهای از صلاح و هدایت بود) و تسلیم نمودن (قبایل سرکش و ظالم) اطراف مدینه را برای مسلمانان، محیط امن قرار داده و راه جهاد بر علیه مشرکان مکه فراهم گشت.
ب) مشرکان مکه: آنان کینهی عمیقی از رسول گرامی اسلام(ص) داشتند و منتظر فرصت انتقام بودند. رسول گرامی اسلام(ص) تشخیص داد که نباید به آنان فرصت حمله و تعرض را بدهد، بلکه باید تهاجم کند. بنابراین در طی چهار مرحله، عقیدهی شرک و بتپرستی را در نیرومندترین پایگاه شبه جزیره عربستان نابود گردانید. مرحلهی اول: تمرین نظامی و قدرتنمایی حکومت دینی به مدت یکسال.
مرحلهی دوم: نزول آیهی: أُذِنَ لِلَّذینَ یُقْتِلونَ بِأَنَّهُمْ ظَلِمُوا وَ إنَّ اللهَ عَلی نَصْرِهْمِ لَقَدیرٌ: به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا بر یاری آنها تواناست: (سورهی حج / 39) که به این تربیت اذن قتال و جهاد بر علیه مشرکان صادر گردید.
مرحلهی سوم: افتادن ابتکار عمل به دست مسلمانان و عقد پیمان صلح حدیبیه و نیز معاهدهی صلح با مشرکان مکه و مرحلهی چهارم: نقص عهد مشرکان که منجر به فتح مکه شد.
ج) یهود: «دین یهود چند قرن پیش از ظهور اسلام در عربستان نفوذ یافت و بعضی نقاط یهودی نشین پدید آمد که از همه معروفتر، یثرب بود که بعدها مدینه نامیده شد. در فدک و خیبر نیز نقاط یهودینشین پدید آمد. (یهودان یثرب سه طایفه بودند: بنینضیر، بنیقینقاع و بنیقریظه)» (زندگانی محمد، ج 2، ص 523)
یهودیان برتری خاصی (مادی، علمی و دینی) بر اعراب داشتند. با هجرت پیامبر(ص) به مدینه، هر چند ابتدا آنان اظهار خوشحالی مینمودند ولی کمکم احساس کردند دوران برتری آنان بر اعراب تمام شده است. بنابراین شروع به کارشکنی بر علیه پیامبراکرم(ص) و مسلمانان کردند. «دشمنی یهود با مسلمانان از دشمنی قریش سختتر است زیرا یهودان بیشتر از مردم قریش به دین خود دل بستهاند و دانش و هوششان از آنها افزون است. محمد نمیتواند با آنها قرارداد صلح ببندد زیرا در جنگها و زد و خوردهای گذشته، همیشه یهودان از مسلمانان شکست خوردهاند و اگر از جانب هر قبیله و قومی کمکی به آنها برسد، برای گرفتن انتقام، کمر میبندند. بنابراین باید نفوذ یهودان را از ریشه برانگیخت تا مسلمانان از بابت آنها نگران نباشند. به این منظور پیامبر باید به سرعت اقدام کند تا یهود با استمداد از دشمنان محمد(ص)، قدرتمند نشود.» (تاریخ سیاسی اسلام، ص65) در این جا به روشهای آن حضرت در برابر این دشمن پرداخته میشود.
انعقاد پیمان با یهودیان مدینه: این روش در آغاز ورود پیامبر(ص) به مدینه در دستور کار حضرت بود، زیرا در آن زمان میان مسلمانان و یهودیان به علل مختلف تفاهم وجود نداشت. ولی به مرور زمان، یهودیان با مشاهده قدرت روز افزون مسلمانان نقض عهد کردند.
پاسخ گویی به شبهات و سوالات یهودیان: حرکت قدرتمند پیامبر در برابر نقشهی یهودیان که به منظور متزلزل کردن شخصیت پیامبر با طرح سئوالات پیچیده مذهبی و تاریخی بود.
تلاش در جهت خنثی نمودن توطئهی تفرقه: یهودیان به فکر افتادند با جنگ دوباره بین دو قبلیه اوس و خزرج مسلمانان را دچار تفرقه کنند. اما پیامبر با آگاه نمون مسلمانان از ضررهای اختلاف، مانع از موفق شدن آن شد.
اخراج قبیلهی بنیقینقاع از مدینه: که این قبیله با جنگ سرد تبلیغاتی و نشر شعارهای زننده،عملاً پیمان عمومی سال اول هجری را زیر پا گذاشتند. آنها بهدنبال محاصرهی اقتصادی، تسلیم شده و از مدینه اخراج شدند.
اخراج قبیله بنینضیر: به علت توطئهی ترور پیامبر.
نابودی آخرین لانه فساد در مدینه (بعد از جنگ احزاب) و
تسخیر آخرین مرکز یهودیان حجاز و پایان زندگی نظامی یهودیان.
د) منافقین: کسانی که در داخل مردم بودند، به زبان ایمان آورده، اما در باطن ایمان نداشتند.
ـ شیوه دشمنی منافقان و روشهای پیامبر(ص) در برابر آنان:
ـ شیوههای دشمنی منافقان در برخورد با مسلمانان و نظام دینی از نظر قرآن:
1- استهزاء و تحقیر مؤمنان
2- تضعیف رهبری نظام اسلامی (از راهِ ایراد گرفتن از رفتار پیامبر، سادهلوح خواندن ایشان، نپذیرفتن حکم و مخالفت با دستورات آن حضرت)
3- دوستی با بیگانگان و دشمنان نظام اسلامی
4- فرصت طلبی
5- خدعه و نیرنگ و نفوذ
6- ایجاد اختلاف و تفرقه (از طریق تضعیف باورهای دینی و تضعیف رهبری نظام)
7- تهدید امنیت اجتماعی
8- ایجاد مشکلاتِ اقتصادی
9- ترور.
ـ شیوه مبارزه پیامبر اکرم(ص) با سقاق:
1- افشاگری: معرفی خط نفاق و بیان روشهای آنان و آگاه نمودن مردم از خطرات این گروه و افشای اهداف این جریان از شیوههای پیامبر گرامی اسلام(ص) در مبارزه با منافقان است. «یَحْذَرُ الْمُنَفِقُونَ أَن تُنزَّلَ عَلَیْهِمْ سورَةٌ تُنبِّئَهْم بِما فی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهِزُدوا إِنّ اللهَ مُخْرِجٌ مّاتَحْذَرُونَ: منافقان از آن بیم دارند که سورهای بر ضد آنان نازل گردد،و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد.بگو: استهزاء کنید! خداوند،آنچه را از آن بیم دارند، آشکار میسازد!» (توبه / 64)
2- اقدامات مناسب در برابر روشهای منافقان:مثلاً القای شبهه از روشهای منافقان بود و در مقابل پیامبر(ص)، با شبهات آنان با منطق و استدلال پاسخ میگفت و اجازه تأثیر گذاری نمیداد. ایجاد تفرقه و اختلاف از روشهای دیگر منافقان بود که پیامبر(ص) در مقابل، همگان را به وحدت حول محور توحید دعوت می نمود.
3- مدارا و قاطعیت: رفتار پیامبر اسلام در مرحلهای که دشمنی منافقان حالت فردی و تبلیغی و فرهنگی داشت، بر محور مدارا و ملایمت بوده است تا حقوق شهروندی نیز رعایت شده باشد. اما پیامبر آنجایی که تلاشها سازمان دهی شده علیه نظام دینی بود، با قاطعیت با جریان نفاق روبهرو میشد.
هـ) مسیحیان: «مسیحیت در قرن چهارم میلادی در نتیجه دعوت و کوشش پیشوایان دین مسیح در عربستان نفوذ کرد. ولی باید گفت که در آن سرزمین پیشرفت چندانی نکرد، در هر حال اگر چه اعراب به دینِ مسیح اقبال چندانی نکردند ولی روابط بسیاری که مردم عربستان با روم شرقی داشتند، آنها را تا حدی زیر نفوذ مسیحیت قرار داد.» (تاریخ سیاسی اسلام، ص 64) میتوان این گونه گفت: همان گونه که یهودیان همکاری دوستانه با مشرکان در آن زمان داشتند، مسیحیان هم متمایل به این گونه ارتباط با مسلمانان بودند.
ـ روش پیامبر گرامی اسلام در برابر مسیحیان
مهمترین آنها عبارتند از:
بیان انحرافات مذهبی مسیحیان و معرفی مسیحیت واقعی
تشریح نقش دانشمندان مسیحی در انحرافات اسلام
پاسخ به شبهات مطرح شده توسط مسیحیان
اعزام مبلغان دینی جهت تبیین حقایق اسلام
نوشتن نامه به پادشاهان مسیحی و دعوت آنان به اسلام
اعزام سفیران نور هدایت. پیامبر اسلام موضوع دعوت به اسلام را مانند سایر مسائل حساس اجتماعی در یک شورای بزرگ مطرح ساختند. سپس شش نفر از ورزیدهترین افراد را با نامههایی که رسالت جهانی آن حضرت در آنها منعکس شده بود به نقاط مختلف اعزام نمود. سفیران هدایت، در یک روز عازم سرزمینهای ایران، روم، حبشه، مصر، یمامه و بحرین و حیره شدند.
ادامه مطلب
http://www.pajooheshkade.org/index.php?option=com_content&task=view&id=26&Itemid=1