سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یاوران مهدی (عج)
لوگوها


(( نمایشنامه خطبه غدیر ))


  • تاریخ ارسال : دوشنبه 88/2/21, 3:32 عصر
  • دسته بندی :
  • نویسنده : لیلة القدر

دروغ و توریه

دروغ ذاتاً کار فوق‎العاده ناپسندی است و بسیارى از مشکلات و بدبختى‎ها و نابسامانى‎هاى اجتماع کنونى ما بر اثر همین دروغ است. و در بعضى از فرمایشات ائمه اطهار(علیهم‎السلام)، دروغ، کلید سایر گناهان شمرده شده است!

متاسفانه در عرف امروز ما اینگونه جا افتاده که هر کی می‎خواهد دروغی بگوید آن را مصلحتی، نام‎گذاری می‎کند. غافل از این که در دین اسلام روی دروغ گفتن حساسیت خاصی دیده می‎شود تا جایی که حتی توصیه شده‎ایم که در مزاح و شوخی‎هایمان نیز دقت داشته باشیم که دروغ نگوییم .

 

ولى در عین حال در پاره‎اى از موارد استثنایى، پیش آمدهایى رخ مى‎دهد که اگر انسان در آن جا راست بگوید فتنه و فساد بزرگى برپا مى‎شود. در حالى که اگر راست نگوید آتش فتنه خاموش مى‎گردد. به عنوان مثال اگر بین دو نفر اختلاف شدیدى باشد و یکى از آنها پشت سر دیگرى بدگویى کند و ما هم بشنویم. اگر در برابر سؤالاتى که از ما پرسیده مى‎شود؛ راست بگوییم و بدگویى‎هاى او را فاش کنیم، آتش فتنه‎اى برپا مى‎شود که ممکن است تلفات و خسارات مهمى به بار آورد؛ بدیهى است در چنین موردى، راست گفتن کار غلطى است و هیچ عاقلى نمى‎تواند بگوید در چنین موردى هم باید راست گفت. این یک قانون مسلّم عقلى است که هرگاه فساد چیزى از اصلاح آن بیشتر باشد، ما باید از آن دوری کنیم.

«توریه»، اصطلاحی در متون دینی است به این معنی که گوینده سخن، معنایی از کلام خود را که منظورش نیست، به مخاطب منتقل کند. توریه، در لغت به معنای پنهان کردن، پوشانیدن و افشا نکردن راز است.

این کار در فقه «توریه» نام دارد که در مواقع لزوم و حساس، از آن قانون استفاده کنیم تا از دروغ گفتن پرهیز شود و در عین حال از فسادهای احتمالی هم پیشگیری شود. ولی متاسفانه برخی معنای واقعی آن را نیافته و دائم از آن استفاده می‎کنند.

«توریه»، اصطلاحی در متون دینی است به این معنی که گوینده سخن، معنایی از کلام خود را که منظورش نیست، به مخاطب منتقل کند. توریه، در لغت به معنای پنهان کردن، پوشانیدن و افشا نکردن راز است. (1)     

در اصطلاح متون دینی و فقها، «توریه» یعنی متکلم از سخن خود معنایی را جز آنچه مخاطب می‎فهمد (یعنی معنایی خلاف ظاهر) اراده کند.(2)

به تعبیر منابع ادبی و علوم قرآنی، «توریه» که از محسِّنات معنویِ سخن به شمار می‎رود، آن است که گوینده، لفظی را که دو معنای نزدیک و دور (قریب و بعید) دارد، به کار بَرَد و به اتکای قرینه‎ای پنهان، معنای دور را اراده کند، حال آن که مخاطب به معنای نزدیک توجه کند. در این منابع، «توریه» با واژه‎هایی چون ایهام، تخییل، مغالطه و توجیه هم، معرفی و هم اقسامی برای آن بیان شده است. (3) 

این یک قانون مسلّم عقلى است که هرگاه فساد چیزى از اصلاح آن بیشتر باشد، ما باید از آن دوری کنیم.

بنابراین هدف از این راه، بدین جهت است که روح، به دروغ گفتن عادت نکند، و اگر در جایی اجبار به دروغ گفتن پیدا شد، چیزی به ذهن خطور دهیم و به زبان، چیز دیگری بگوییم و تا اجبار نباشد نمی‎توان از این قانون استفاده کرد.

مسئله‎ای که باید مورد توجه قرار دهیم این است که دروغ منفعت‎خیز را با دروغ مصلحت‎آمیز اشتباه نکنیم. چرا که برخی برای منفعت خود دروغ می‎گویند حال آن که فقه اسلامی می‎گوید: جایی که مصلحت است و از راست گفتن مفاسدی ایجاد می‎شود، آنجا مجبور هستیم به خاطر یک مصلحت و نه به خاطر منفعت، دروغ بگوییم، که در اینجا برای این که ذهن، به انحراف عادت نکند، یک چیزی به ذهن خطور دهیم و به زبان چیز دیگری بیاوریم. مثلا وقتی می‎پرسند، فلانی را ندیدی؟ بگوییم نه. ولی مقصود از نه گفتن، در ذهن، چیز دیگری را خطور دهیم و مستقیم ذهن را با دروغ مواجه نکنیم، اسم این کار «توریه» است.

امام علی(علیه‎السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل می‎کند که فرمود: «لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه؛ ایمان بنده استوار نمی‎شود مگر این که قلبش استوار گردد و قلبش استوار نمی‎گردد مگر این که زبانش استوار گردد.(4)

حال نمی‎دانم چگونه است که بعضی دائم دروغ می‎گویند و اسمش را «توریه» می‎گذارند؟!

مسئله‎ای که باید مورد توجه قرار دهیم این است که دروغ منفعت‎خیز را با دروغ مصلحت‎آمیز اشتباه نکنیم. چرا که برخی برای منفعت خود دروغ می‎گویند حال آن که فقه اسلامی می‎گوید: جایی که مصلحت است و از راست گفتن مفاسدی ایجاد می‎شود، آنجا مجبور هستیم به خاطر یک مصلحت و نه به خاطر منفعت، دروغ بگوییم، که در اینجا برای این که ذهن، به انحراف عادت نکند، یک چیزی به ذهن خطور دهیم و به زبان چیز دیگری بیاوریم.

در احادیث، «توریه» از جهات گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به احادیث، گاهی مصلحت‎های مهمی وجود داشته که به اقتضای آنها پیامبران و امامان(علیهم‎السلام) درباره پاره‎ای از امور به گونه مجازی و با توریه سخن می‎گفتند.(5) علاوه بر پیامبران، کاربرد توریه از سوی برخی صالحان نیز گزارش شده، از جمله درباره حِزقیل، مؤمن آل فرعون، که با توریه کردن در برابر پرسش فرعون، خود را نجات داد.(6)

 

نمونه‎ای از توریه در سیره پیامبر اکرم    

مواردی چند از کاربرد یا تجویز توریه، در سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است، از جمله گفته‎اند که آن حضرت هنگامی که قصد سفر یا جهاد داشت، با توریه قصد خود را پنهان می‎کردند تا دشمنان از آن آگاه نشوند.(7) یا آن حضرت سوگند سُوَیْد بن حنظله را مبنی بر آن که وائل بن حجر برادر اوست، با حمل کردن سخن او بر توریه تأیید فرمود.(8) برای نمونه‎های دیگر توریه در سیره آن حضرت به منابع دیگر رجوع کنید.(9)

 

توریه در سیره ائمه

در سیره ائمه اطهار(علیهم‎السلام) و پیروان آنها نیز، توریه کردن به عنوان یکی از راه‎های تقیه در موارد اضطرار، مقبول بوده است.(10) روایتی نقل شده که بر اساس آن امام صادق(علیه‎السلام) توریه یکی از یاران خود را در برابر فردی از مخالفان که در حضور ایشان بود، تأیید فرمود.(11) 

در فرمایشات ائمه اطهار، تقیه و توریه، مایه رحمت الهی بر شیعیان و موجب حفظ و سلامت مؤمنان از شرّ کافران و بدکاران خوانده شده است.(12) با توجه به کثرت وقوع توریه در سخنان امامان، آنان خود بر ضرورتِ درایت و تأمل در احادیث، به منظور بازشناسی موارد تقیه و توریه از دیگر موارد، تأکید کرده‎اند.(13)

همانطور که ملاحظه کردید پیامبر اکرم و ائمه اطهار(علیهم‎السلام) از «توریه» در امور مهم استفاده می‎کردند و آن را کنار تقیه، جهت حفظ جان و آبرو قرار داده‎اند، و در موارد بی اهمیت استفاده‎ای نداشته است .

 

                                                                                                                      گروه دین و اندیشه سایت تبیان

                                                                                                                               نوشته مهری هدهدی


پی‎نوشت‎ها:

1- فراهیدی؛ ابن منظور، فیروزآبادی، ذیل «وری» .

2- فَیُّومی؛ طُرَیحی، ذیل «وری ».

3- تفتازانی، ص 425؛ زرکشی، ج 3، ص 493 .

4- سفینةالبحار، ج2، ص510/ نهج‎البلاغه فیض الاسلام، خ 174، ص 567 .

5- مجلسی، بحاالانوار، ج 2، ص 209، ج 26، ص 226، ج 52، ص 120 .

6- التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری، ص 356 ـ 357 .

7- ابن اثیر، ج 4، ص 160؛ ابن حجر عسقلانی، ج 8، ص 117 .

8- ابو داوود، ج 3، ص 224 .

9- بخاری جُعْفی، ج 7، ص 121 ـ 122؛ مجلسی، ج20، ص 239 .

10- مجلسی، بحارالانوار، ج 31، ص 503 ـ  505، ج 97، ص 131؛ احمدبن علی طبرسی،ج 2، ص 370.

11- التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری، ص 355 ـ 356 .

12- احمدبن علی طبرسی ، ج 2، ص 440؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 17، ص 328، ج 65، ص 33، ج 68، ص 15ـ 16، ج 72، ص 404 ـ 405 .

13- مجلسی، بحارالانوار، ج 2، ص 184 .

                                                                                                  


لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

  ارسال به نت ایران   محبوب کن - فیس نما     ارسال به کلوب   افسران   ارسال به افسران ولایت     شبکه اجتمایی سنگریها  


تبلیغات