(( نمایشنامه خطبه غدیر ))
دروغ ذاتاً کار فوقالعاده ناپسندی است و بسیارى از مشکلات و بدبختىها و نابسامانىهاى اجتماع کنونى ما بر اثر همین دروغ است. و در بعضى از فرمایشات ائمه اطهار(علیهمالسلام)، دروغ، کلید سایر گناهان شمرده شده است!
متاسفانه در عرف امروز ما اینگونه جا افتاده که هر کی میخواهد دروغی بگوید آن را مصلحتی، نامگذاری میکند. غافل از این که در دین اسلام روی دروغ گفتن حساسیت خاصی دیده میشود تا جایی که حتی توصیه شدهایم که در مزاح و شوخیهایمان نیز دقت داشته باشیم که دروغ نگوییم .
مراد از ناصبى چیست؟
جواب اجمالى:
ناصبى به کسى گویند که با اهلبیت (ع) دشمنى داشته باشد و یا به آنها دشنام و ناسزا بگوید و شیعیان به هیچوجه اهل سنت را ناصبى نمى دانند چون آنها هم اهلبیت (ع) را دوست دارند و دشمنان آل محمد (ص) را کافر مى دانند.
سوره النساء (4): آیه 140
وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَ الْکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً
ترجمه:
140- خداوند در قرآن (این حکم را) بر شما فرستاده که هنگامى که بشنوید افرادى آیات خدا را انکار و استهزا مىنمایند با آنها ننشینید تا به سخن دگرى بپردازند، زیرا در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود، خداوند منافقان و کافران را همگى در دوزخ جمع مىکند.
تفسیر:
در مجلس گناه ننشینید
در سوره" انعام" که از سورههاى مکى قرآن است در آیه 68 صریحا به پیامبر ص دستور داده شده است که" اگر مشاهده کنى کسانى نسبت به آیات قرآن استهزاء میکنند و سخنان ناروا میگویند، از آنها اعراض کن" مسلم است که این حکم اختصاصى به پیامبر ص ندارد بلکه یک دستور عمومى است که در شکل خطاب بپیامبر ص بیان شده، و فلسفه آن هم کاملا روشن است، زیرا این یک نوع مبارزه عملى به شکل منفى در برابر این گونه کارها است.
آیه مورد بحث بار دیگر این حکم اسلامى را تاکید میکند و به مسلمانان هشدار میدهد که:" در قرآن به شما قبلا دستور داده شده که هنگامى بشنوید افرادى نسبت به آیات قرآن کفر مىورزند و استهزاء میکنند با آنها ننشینید تا از این کار صرفنظر کرده، به مسائل دیگرى بپردازند".
(وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ).
سپس نتیجه این کار را چنین بیان میکند که" اگر شما در اینگونه مجالس شرکت کردید همانند آنها خواهید بود و سرنوشتتان سرنوشت آنها است" (إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ).
باز براى تاکید این مطلب اضافه میکند شرکت در این گونه جلسات نشانه روح نفاق است" و خداوند منافقان و کافران را در دوزخ جمع میکند". (إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَ الْکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً).
از این آیه چند نکته استفاده میشود:
1- شرکت در این گونه" جلسات گناه" به منزله شرکت در" گناه" است، اگر چه شرکت کننده ساکت باشد، زیرا این گونه سکوتها یک نوع رضایت و امضاى عملى است.
2- نهى از منکر اگر به صورت" مثبت" امکانپذیر نباشد لا اقل باید به صورت" منفى" انجام گیرد به این طریق که از محیط گناه و مجلس گناه انسان دور شود.
3- کسانى که با سکوت خود و شرکت در اینگونه جلسات عملا گناهکاران را تشویق میکنند مجازاتى همانند مرتکبین گناه دارند.
4- نشست و برخاست با کافران در صورتى که نسبت به آیات الهى توهین نکنند و خطر دیگرى نداشته باشد مانعى ندارد، زیرا جمله حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ این کار را مباح شمرده است.
5- مجامله با این گونه گناهکاران نشانه روح نفاق است زیرا یک مسلمان واقعى هرگز نمیتواند در مجلسى شرکت کند که در آن نسبت به آیات و احکام الهى توهین میشود، و اعتراض ننماید، یا لا اقل عدم رضایت خود را با ترک آن مجلس آشکار نسازد.
تفسیر نمونه، ج4، ص: 172
حضرت علی (ع):
«انّ احقّ الناس بهذا الامر أقواهم علیه و أعلمهم بامر اللّه فیه»
ای مردم، شایسته ترین افراد برای حکومت،
تواناترین آنها بر اداره امور وداناترین آنها به دستورات الهی است.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
« ای علی، اگر بنده ای خداوند را به اندازه دوران پیامبری نوح (950 سال) عبادت کند
و به اندازه کوه احد، در راه خدا طلا انفاق نماید،
عمرش هم آن چنان طولانی گردد که هزار مرتبه با پای خودش به حّج برود
و آن گاه مظلومانه میان صفا و مروه کشته شود،
ولی با همهی اینها، ولایت تو را نپذیرفته باشد،
حتی بوی بهشت هم به مشامش نخواهد رسید.(وارد بهشت نخواهد شد.)»
امام خمینىقدس سره بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران به رئیس جمهور معزول(بنی صدر ) که به هوادارى مردم افتخار مىکرد فرمود:
اگر با روش غیر اسلامى به کار خود ادامه دهى
من با تو مخالفت مىکنم گرچه همه مردم با تو باشند.
رسول خداى صلى اله علیه و آله چنین فرمود:
«اى عمار اگر دیدى که على از راهى رفت و همه مردم از راه دیگر
تو با على برو و سایر مردم را رها کن.
یقین بدان على هرگز ترا به راه هلاکت نمىبرد
و از شاهراه رستگارى خارج نمىسازد».
شکنجه و اثرات روانی آن بر روی اسیران و راههای مقابله در اسارت
وقتی از اسارت سخن به میان میآید یکی از مهمترین واژههایی که با آن در ذهن آدمی متبادر میشود «شکنجه» است، شکنجه چیست؟ و چگونه از این ابزار استفاده میکنند؟ اصولاً چرا استفاده میکنند؟ و دهها سوال دیگر از این قبیل.
اسارت با زوایا و ابعاد گوناگون خود جلوههایی از مقاومت را با خود عجین مینماید که پرداختی به هر زوایه و بعد دنیایی از موضوعات متنوع را به همراه میآورد. در این مقال بر آن شدم تا قسمتی از مجموعه و اثر خود به نام «روانشناس اسارت» را تحت عنوان شکنجه که یکی از فصلهای این کتاب است را به اختصار بیاورم تا انشاءا... برای خوانندگان عزیز مفید فایده گردد.
شکنجه یعنی وارد نمودن رنج و عذاب و آزار و اذیت به قصد تحت کنترل در آوردن فرد مورد شکنجه با استفاده از حربهها و روشهای مختلف است که گاهی به طور مستقیم و گاهی به طور غیرمستقیم و نیز روانی و فیزیولوژیکی ظهور میکند. بیشک شکنجه از آغاز خلقت آدمی به طرق مختلف وجود داشته است امّا شکل، شیوه، تنوع و ابعاد آن متفاوت بوده است.
پادشاهان و قدرتها برای مهار کردن مخالفان خود از این حربه استفاده میکنند در حالی که در اسلام امری مذموم و ممنوع شمرده شده است که در احادیث و روایات معصومین و بزرگان دین به وفور یافت میشود.
اکنون باید ببینیم شکنجه و حالات روانی آن در اسارت اسیران ایرانی در عراق چگونه بوده است؟ آیا دشمن توانست با شکنجه اسیران ایرانی، موفق شود و این که اسیران چگونه به مقابله بر میخاستند و عکسالعمل عراقیها چگونه بوده؟ و... .
حالات روانی شکنجه
الف- حالات روانی اسیر قبل از شکنجه
ب- حالات روانی اسیر حین شکنجه
ج- حالات روانی اسیر بعد از شکنجه
لازم است اشاره کنم به این که به طور معمول شکنجه حالات و عواقبی را به همراه میآورد و آدمی به طور طبیعی انواع مکانیزمها را برای تقلیل فشار به کار میگیرد تا کلیّت بهداشت روانی و فیزیولوژیکی خود را از دست ندهد و نیز باید اشاره نمود که میزان اثر گذاری شکنجه به فاکتورهای مختلفی از جمله ساختار شخصیتی فرد، اعتماد به نفس، نگرش و انگیزه فرد شکنجه شونده و نوع و میزان شکنجه توسط شکنجه کننده.
برخی حالات روانی و بعضاً فیزیولوژیایی قبل از شکنجه عبارتنداز:
انتظار جانکاه، مرتبط است. اضطراب دلهره، دلشوره و ترس، سردرگمی و کلافه شدن، بیاشتهایی، ضربان قلب بالا، ناتوانی و اختلال در تکلم، ناتوانی و اختلال در سیستم اعصاب، سستی و ضعف و کرختی در اعضای بدن، حرکات و حالات غیرموزون و غیرطبیعی، انجماد هیجانی، پریدگی رنگ چهره و سایر حالات که به تشریح موارد آن نمیپردازم چرا که برای هر کدام از موارد مزبور صدها شاهد مثال وجود دارد.
همچنین برخی حالات روانی و بعضاً فیزیولوژیایی، اسیر حین شکنجه عبارتنداز:
خود فراموشی، اختلال در حافظه و عدم توجه به شدت شکنجه، ضربان و تپش بالای قلب، تغییرات در شکل و وضعیت ظاهری، خشکی دهان، تحمل استرس بالا، ناتوانی و اختلال در تکلم، سستی و کرختی اعضای بدن، ایجاد و تولید صداهای ناهنجار و غیرطبیعی، بیهوشی، حرکات و حالات ناموزون و غیرطبیعی، آمادگی برای مرگ، عرق سرد، انقباض اعضاء و جوارح و سایر حالات.
برخی حالات روانی و بعضاً فیزیولوژیایی اسیر بعد از شکنجه.
اسیر وقتی سختی شکنجه را پشت سر میگذارد علیرغم دردهای جسمانی و بعضاً شکستگی، کوفتگی و زخم و جراحت نوعی آرامش به فرد دست میدهد، اشتهای به خوردن و آشامیدن، بذلهگویی و شوخ طبعی، ضربان طبیعی قلب و اثرات درد و عواقب طولانی مدت شکنجه و سایر حالات.
انواع شکنجه:
الف) شکنجه روانی و انواع آن
ب) شکنجه جسمانی و انواع آن
شدت و فشار شکنجههای روانی همیشه بیشتر از شکنجههای جسمانی است به همین دلیل ابتدا به بیان شکنجههای روانی میپردازیم. حضرت علی در دعای منور کمیل میفرماید: یا الهی سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فرانک و هبنی یا الهی صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النضراک کرامنک.
فشار روانی زیاد باعث میشود فشارهای جسمانی را تحمل پذیرتر نماید، به هر حال انواع شکنجههای روانی عبارتند از:
1- انتظار شکنجه 2- تحقیرها(شامل: تمسخر و استهزاء، خوار و کوچک شمردن اسیران، رودررو قرار دادن دو اسیر و مجبور کردن به سیلی به روی همدیگر که گاه برادر و برادر و پدر و پسر اتفاق میافتاد و...) 3- شایعه پراکنی 4- ترور شخصیت با انواع شگردهای ناجوانمردانه 5- انواع محدودیتهای شدید 6- وعدههای طولانی شکنجه7- انواع ممنوعیتهای غیر معقول8- امر و نهیهای نظامی و غیرنظامی 9- مصاحبههای اجباری برای رادیو و تلویزیون10- شکنجه دستهجمعی اسیران در حضور سایرین
11- شهادت اسیران در حضور سایرین 12- تهدیدهای شدید و ناجوانمردانه 13- به بازی و تمسخر گرفتن اعتقادات مذهبی و احساسات انسانی اسیران 14- استفاده از رسانههای گروهی مثل رادیو، تلویزیون، ویدئو، جراید و ... (عراقی و منافقین و...) 15- نفتیشهای مختلف 16- به صف کردنهای شبانه و ایجاد فشار و استرس به هنگام خواب اسیران 17- نمایش دادن انواع ابزار و آلات شکنجه به منظور ایجاد وحشت 18- کوبیدن به در و دیوار با انواع آلات شکنجه و کتک به جهت ایجاد رعب و وحشت 19- ایجاد فضای روانی مخرب توسط منافقین 20- تهدید اسیران برای نوشتن مقالات و وضعیت ایران 21- بازجوییها 22- سرکوبی انواع توانمندیهای اسیران 23- ایراد تهمتهای ناجوانمردانه به اسیران 24- تضعیف روحیه اسیران با اخبار کذب 25- کمبود غذا و آب و حمام و دستشویی 26- ممنوعیت اسیر برای مراودات انسانی 27- راه ندادن صلیب سرخ به اردوگاه اسیران 28- خبر رسانی کذب از مرگ و حوادث برای مسوولان نظام، خانواده و ... . و بسیاری از موارد دیگر که به نحوی بهداشت روانی اسیران را به مخاطره میافکند اما اسیران با امداد الهی به مقابله میپرداختند و با توکل و توسلّ و اعتماد به نفس و ایمان به خنثی کردن نقشههای دشمن میپرداختند.
انواع شکنجههای جسمانی:
برخی از انواع شکنجههای جسمانی اسیران عبارتند از:
در دیدگاه قرآن، شهیدان و منتظران شهادت، هر دو یک مرتبت دارند و بر قله یک منزلت ایستادهاند; فقط به یک شرط; که بر پیمان الهى خویش، همچنان پایدار و استوار باشند.
حضرت حق مىفرماید:
منالمؤمنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه، فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.
همانا از مؤمنان، بزرگمردانى هستند که صادقانه به میثاق الهى خود وفا کردند، پس گروهى از آنان بر عهد خود ایستادگى کردند [تا در راه خدا شربتشهادت نوشیدند]، و گروهى نیز در انتظار [شهادت]اند و عهد و پیمان خویش را هیچ تغییر ندادند.
در این آیه شریفه، خداوند از «یک گروه» سخن گفته و فضیلتبلند آنان را به تمامى انسانهاى مؤمن و متعهد معرفى مىکند. آن «یک گروه» عبارتند از «مردان بزرگ و مؤمنى که صادقانه به عهد و پیمان خویش وفا کردند». سپس بدین نکته مىپردازد که از این گروه «مردان الهى»، برخى اجلشان سر آمد و در میدان نبرد به شهادت رسیدند، و برخى دیگر سر نیامد و «در انتظار شهادت به سر مىبرند» و خصوصیتبزرگ آنان این است که همچنان بر آن عهد و پیمان وفا دارند.
ما که ابراهیم همت داشتیم ... سینه چاکان ولایـت داشتیم ... پس چرا امشب به ساحل مانده ایم ... پس از عـمری غریبی بی نشانی
خدا می خواست در غربت نمانی .... ولی افسوس از آن سرو سرافراز ... پلاکی بازگــشــت و اســـتخوانی
بیـا باز هم یاد لشکرکنیم
بیـا یاد مردی دلاور کنیم
بگوئیم ما(حاج همت ) که بود
امیر سپاه محمد که بود